شعر فارسی در سند (عهدارغون و ترخان و مغول کلهر)
از 927 تا 1196 هجری، سند، اول از سال 927 تا سال 1021 هـ، تحت فرمانروایی بازماندگان ارغون اعقاب چنگیز خان و پسر عم ترخانها بود. بعد زمام امور آنجا به دست نمایندگان مغول افتاد تا خاندان کلهره بر سر اقتدار آمد و 1150ـ 1196 هجری سرزمین سند را مستقل ساخت.
پیشرفتی که طی این دوره در ادبیات فارسی نصیب سند شد شگفت انگیز است. شاهزادگان ارغون و ترخان که خود اصلا از نژاد مغول و مردم ادب پرور بودند طبعاً علما و فضلای ایرانی را به دیار خود جلب نمودند. در زمان شاه حسین ارغون متخلص به «سپاهی» مدارسی برای تدریس و تکمیل زبان فارسی افتتاح شد [1]، و هاشمی کرمانی مصنف مشهور مظهر الاثار و مظهر الانوار ـ در مقابل تحفة الاحرار جامی و مخزن الاسرار نظامی ـ و حیدر هراتی و غروری کاشانی به سند آمدند و در آنجا اقامت گزیدند. از میان ترخانها میرزا جانی بیگ « حلیمی»، و پسرش غازی بیگ « وقاری» ادب پروری ارغونها را زنده نگاه داشتند. در نتیجه بسیاری از دانشمندان و شاعران ایرانی به سند روی آوردند که از جمله میر نعمت الله «وصلی»، ملا اسد قصه خوان، فغفور گیلانی، ملا مرشد بروجردی، طالب آملی، و شیدا اصفهانی را می توان نام برد. مردم سند نیز در فارسی بحد کافی تبحر یافتند و فارسی وسیله ی مناسبی برای اظهار احساسات و افکار مردم گردید.
بطور کلی شاعران مایل بودند که اشعاری آمیخته با پند و اندرز و غزلیات عاشقانه بسرایند. مثنوی بیش از سایر اقسام شعر مورد نظر بود. داستان حزن انگیز محلی «لیلا و چنیسر»[2] توسط ادراکی بیگلری از قبیله اتراک ارغون به شعر درآمد. میر معصوم شاه « نامی» به تقلید از خمسه ی نظامی پنج مثنوی ساخت. میرزا غازی بیگ به سرودن ساقی نامه پرداخت. دوره ی فرمانروایی مغول بر سند شاهد ترقی زیادی در هنر و ادبیات بود. سیاست اکبر شاه حکام ایالتی را مجبور ساخت که به فارسی مکاتبه کنند و دفاتر دولتی را به این زبان بنویسند. به همین دلیل کسانی که مایل بودند در دستگاه دولت کاری به دست آورند یا مورد لطف سلطنتی دربار قرار گیرند به تکمیل معلومات فارسی خود همت گماشتند. عده ی بزرگی از حکام دانشمندان زمان خود بودند که نه تنها فضلای فارسی زبان معاصر خود را در سند تحت حمایت خود قرار دادند، بلکه دانشمندانی را از خارج ایالت نیز فراخواندند. از آنجمله سید عبدالرزاق «مشرب» از ایران، و سید معین الدوله بلگرامی از هند. کاپیتان همیلتون که در سال 1111 هجری از سند دیدن کرد می گوید که در آنزمان تنها در شهر تته که دویست هزار نفر جمعیت داشت در حدود چهارصد مدرسه بود که در آن جا به جوانان علوم اخلاقی و فلسفی و سیاسی می آموختند. مؤلف ذخیرة الخوانین می نویسد که : «ظهور اولیاء الله و فضلا و شعرا در آنجا زیاد از تعداد است... و می توان گفت که عراق ثانی است.»[3]
از میان سخنوران حاجی محمد رضائی مصنف تراژدی عاشقانه ی «زیبا و نگار»[4] ، میرابوالمکارم «شهود» که پریخانه سلیمان وی درباره داستان سلیمان و بلقیس مشهور است، میر لطفعلی خان «همت» که فقط چهار یا پنج بیت از او باقیمانده است، و ملا عبدالحکیم «عطا» را که قصیده و غزل می سروده، می توان بهترین شاعران دوران مغول دانست.
موضوع جالب در این دوره ظهور شاعران هندو مانند چندربهان «عاجز» و پسرش شیو کرام «مخلص» و شاعرههای مسلمان مانند « عصمت» و «چمنی خانم» است.
شاعران این زمان قدرت طبع و مهارت و ظرافت بیشتری از خود نشان می دهند. سرودن اشعار فارسی برایشان آسانتر می شود، و شاعری به مرحله ی عالی خود می رسد، و غزل و مثنوی بیش از سایر انواع شعر مورد نظر میباشد.
در عهد سلطنت کلهره بر اثر خونریزیها و جنگهای داخلی تغییر بزرگی در روش و افکار نسبت به زندگی بوجود آمد. چون مردم متحمل شداید و مشقات سرنوشت ظالمانه خود می شدند باعث گردید که تصوف و عرفان پیشرفت سریعی نماید و بدین ترتیب در ادبیات آن زمان نیز اثری از خود باقی گذارد. دوران حکومت این خاندان اگرچه کوتاه بود ولی می توان آن را برای شعر فارسی عصر درخشانی از تاریخ ادبیات سند شمرد. تعداد شعرا و فضلا و ترقی سطح زبان شاهد کمال ادبیات فارسی آن دوره می باشد. میان نور محمد، غلام شاه و سرافراز خان اهل ذوق و شاهان ادب پرور بودند و در عهدشان شعرائی مانند شیخ محمد «حزین»، محمد کریم «عاشق»، و محمد رضا «نکهت» از سند دیدن کردند. شماره ی شاعران بومی و کیفیت و کمیت اشعاری که در آن روزگار سروده شد نیز شاهد بارز و موثقی از ترقی سطح زبان و ادبیات فارسی آن دوره می باشد. مجالس ادبی و شعر خوانی در آن زمان تشکیل شد، و تشویق و ترغیبی که از گویندگان بعمل می آمد سخنسرایان هندو را نیز به میدان شعر فارسی کشید:
مشهورترین شاعران آن دوره عبارت بودند از محمد محسن، و علی شیر «قانع»، و سید جان الله شاه متخلص به میر که هر سه در ترقی قصیده سرائی در سند سهم بزرگی داشتند.
علاوه بر این «محسن» مرثیه گوئی را در سند رواج داد. «قانع» از سوی دیگر نابغه ای بود که از هر سه قسم شعر می سرود و در ماده تاریخ سازی و صنایع لفظی و بدیعی نظیری نداشت. «میر» در فلسفه ی عرفانی و اشعار روحانی سرآمد اقران بود.
فعلن آنچه در این وبلاگ منتشر می شود تحقیق جامعی است درباره ی شعر فارسی در هند و سند، که توسط دکتر هرومل سدارنگانی انجام گرفته و سال ها پیش به انتشار رسیده،اما از آنجایی که این کتاب ارزشمند در دسترس همگان نیست و چاپ مجدد نشده، تصمیم گرفتیم مطالب این کتاب را به طور کامل در وبلاگی قرار دهیم تا همه علاقه مندان بتوانند از این کتاب استفاده کنند. در زیر مقدمه مولف را می خوانید.