پس از سلسله ی کلهره پادشاهان خانواده تالپور (1197 ـ 1259 هجری) به سلطنت رسیدند. آنان به استثنای میرصوبه دار خان پیرو مذهب شیعه بودند، و برای ایجاد روابط نزدیکتری با ایران سعی و کوشش بسیار می کردند. افراد این خاندان نه تنها هنر پرور و شاعر نواز بودند، بلکه اغلب اهل ذوق بودند و در تاریخ سند کمتر دیده می شود که شاهزادگان و فرمانروایان مانند دوره ی تالپوران به سرودن شعر پرداخته باشند.

زبان فارسی رسمیت خود را ادامه داد و مدارس و مراکز تازه برای تدریس زبان و ادبیات فارسی بازگردید. رهری و تته دو مرکز مهم علم و ادب شد. شاهزادگان و درباریان که در پایتخت سند (حیدرآباد) زندگی می کردند از صحبت دانشمندان ایرانی مستفیض می گشتند ولی چون عامه با اهل زبان کم تماس داشتند زبان فارسی نتوانست مقام عالی ادوار گذشته خود را نگه دارد.کلمات و اصطلاحات سندی و عامیانه نیز در آن وارد شد.

به علت اینکه فرمانروایان سند اهل تشیع و مشوقین شعرا و از نظر نژاد مردمان سلحشوری بودند، مدح ائمه و حماسه‌سرایی بیشتر از تمام دوره های تاریخ در سند رواج یافت.

فتحنامه (تاریخ تالپوران) اثر سید محمد عظیم تتوی در دربار قرائت می شد، و از برداشتن آن یکی از مفاخر مردم بشمار می رفت. داستان سرایی مورد پسند بود، و غزل مانند ادوار سابق مقام خود را حفظ نمود. مشاهیر شعرای این دوره عبارتند از: عظیم تتوری، عبدالوهاب آشکار، میر کرمعلی خان، نواب ولی محمد، منشی صاحبرای، میر نصیر خان و میر صوبه دار خان.

با انقراض حکومت تالپوران و بر سر اقتدار آمدن، انگلیسیها (1259 هـ ) لطمه ی شدیدی به زبان و ادبیات فارسی وارد شد. روابطی که در دوران فرمانروایان سلسله ی تالپور، میان ایران و سند برقرار گردیده بود قطع گردید و زبان فارسی که نه زبان مادری مردم سند بود و نه فاتحین آن را می فهمیدند، بعلت قلت مربیان از رونق افتاد. با وجود این اهل ذوق حاضر نشدند بدین آسانیها این زبان شیرین را که قرنها زبان رسمی سند بود، از دست بدهند. بنابراین مجلس شعری تشکیل شد و چند روزنامه فارسی من جمله مفرح القلوب، خورشید و الکیل، به وجود آمد.

ولی با وجود این همه فعالیت زبان وشعر این دوره بپایه و مایه زبان وشعر ادوار گذشته نمیرسد ـ غزل بیش از سایر اقسام شعر معمول بود. اگر چه حکمرانی انگلیسها تا مدتی بیش ادامه داشت، شعرای بزرگ سند که تا آخر قرن سیزدهم هجری در قید حیات بودندو ما باید از خدمات ادبی آنها یاد کنیم عبارتند از قادر بخش «بیدل» محمد قاسم هالائی، و نواب الله دادخان «صوفی».