قادر بخش «بیدل»
1230ـ 1289 هجری، پسر محمد محسن حنفی قادری ، و از صوفیان عالی مقام روزگار خود بشمار بود. بدوا «طالب» تخلص می کرد. دیوانی نود غزلی موسوم به سلوک الطالبین در تقلید محمود نامه ساخت که سر کلمه هر بیت غزل مطابق با ردیف آن غزل می باشد.
دیوان دیگر که از آن ضخیم تر و دارای تخلص «بیدل» است مصباح الطریق نام دارد و مشتمل است بر غزلیات، قصاید، ترجیع بند، ترکیب بند، مخمس، مسدس، و قطعات تاریخ از دو دیوان مذکور، آثار منظومش عبارتند از منهاج الحقیقة (د رحدود سی غزل) مثنوی نهر البحر ( بالغ بر هزار و هشتصد بیت در شرح دقایق صوفی گری) مثنوی دلگشا (در حدود دویست و پنجاه بیت) و رموز القادری ( توضیح قصیده ای از سید عبدالقادر جیلانی که مؤخر الذکر به زبان عربی سروده است).
از اوست:
صفا علامت صوفی بود، نه جامه ی صوف
دل منیر کجا خرقه و کلاه کجا
گدای عشق نجوید تقرب سلطان
غنای فقر کجا، حب مال و جاه کجا
¯
نور وحدت را نگردد پرده ی کثرت حجاب
بوی مشک معنوی بیرون رود از هر نقاب
¯
دانش از خود رود به آمدنش
آخر عقل اول عشقست
¯
درویش نه شیعه و نه سنی است
پروانه ی شعشه ی لدنی است
فعلن آنچه در این وبلاگ منتشر می شود تحقیق جامعی است درباره ی شعر فارسی در هند و سند، که توسط دکتر هرومل سدارنگانی انجام گرفته و سال ها پیش به انتشار رسیده،اما از آنجایی که این کتاب ارزشمند در دسترس همگان نیست و چاپ مجدد نشده، تصمیم گرفتیم مطالب این کتاب را به طور کامل در وبلاگی قرار دهیم تا همه علاقه مندان بتوانند از این کتاب استفاده کنند. در زیر مقدمه مولف را می خوانید.