چندر بهان «عاجز»/از عصمت خانم/چمنی خانم [1]
از چندر بهان «عاجز»:
روزی هر کس شده از خون دل لخت جگر
گویی از روی زمین یک باره آب و دانه رفت
دختران را جنگ با مادر، پسر خصم پدر
بغض اخوان شد فزون، هم قرب ز اهل خانه رفت
شد جهان تاریک، ز اهل انجمن یک تن نماند
شمع بی نور است، سوز عشق از پروانه رفت
¯
از وطن آواره چون یوسف ز اخوان گشته ام
کاش لطف حق زلیخاسا خریداری کند
دیده با خواب آشنا زنهار در شبها مکن
صبح امیدی بیاید هر که بیداری کند
به ز آب زندگی در مشرب رندان بود
باده ی صافی که از یک قطره سرشاری کند
از عصمت خانم:
نیست در عالم خبر از درد عشق
یا که در دنیا نبوده مرد عشق
از چمنی خانم:
ز نیکان نیکی و از ظالمان ظلم
چو عکس از آینه هر حال پیداست
[1] درباره ی چندر بهان «عاجز»/از عصمت خانم/چمنی خانم رجوع شود
به شعر فارسی در سند (عهدارغون و ترخان و مغول کلهر)
فعلن آنچه در این وبلاگ منتشر می شود تحقیق جامعی است درباره ی شعر فارسی در هند و سند، که توسط دکتر هرومل سدارنگانی انجام گرفته و سال ها پیش به انتشار رسیده،اما از آنجایی که این کتاب ارزشمند در دسترس همگان نیست و چاپ مجدد نشده، تصمیم گرفتیم مطالب این کتاب را به طور کامل در وبلاگی قرار دهیم تا همه علاقه مندان بتوانند از این کتاب استفاده کنند. در زیر مقدمه مولف را می خوانید.