میر معصوم شاه «نامی»
متوفی به سال 1014 هـ، پسر شیخ الاسلام سید صفائی و مصنف «تاریخ سند» معروف به «تاریخ معصومی» در هنرها و فنون متعددی تخصص داشت. علاوه بر اینکه پزشک و سرباز و سیاح و کتیبه دان و تاریخ نویس بود شاعری بزرگ نیز به شمار می آمد، و در این هنر از سعدی شیرازی پیروی می نمود. دیوان اشعارش چهار الی پنج هزار بیت است. غیر از این پنج مثنوی :«معدن الافکار»، «حسن و ناز»، «پری صورت»، «اکبر نامه» و «هفت نقش»[1] به استقبال از «پنج گنج» نظامی سروده که در حدود ده هزار بیت می باشد.[2]
از اوست:
مصلحت نیست که بی پرده جمالش بینی
دیده بر دوز که چشم تو حجاب نظر است
¯
چشم جانم به تماشای جمالت باز است
مرغ روحم به تمنای تو در پرواز است
¯
در دلم صد سیل اشک و بر لبم صد برق آه
عشق را نازم که پنهان آب و پیدا آتش است
¯
آرام جان زنده دلان ذکر نام تست
مشکل گشای سر حقیقت کلام تست
سیراب گرچه شد خضر از چشمه ی حیات
در آرزوی جرعه ی فیضی ز جام تست
¯
عاقبت برق محبت ز دل من سر زد
شعله ی طور به بال مگسی افتادست
غمزه اش گرم عنانست پی بردن دل
آتشش نیز به دنبال خسی افتادست
¯
از مظهر اسرار خدا نور جمالت
افهام بشر قاصر از ادراک جلالت
کوثر ز لبت تشنه به امید حیاتی
رضوان به تمنای تماشای زلالت
¯
خوش مرکبست عمر گرامی ولی چه سود
می تازد و سوار بر او استوار نیست
¯
در وصل می دهد ز فراقم نسیم یاد
یعنی بهار زندگی آرد خزان عمر
ای خفته در کنار عروس هوای نفس
بیدار شو که گشت به پایان زمان عمر
تو غافلی و موج بلا در کنار بحر
تو فارغی و تیغ اجل در میان عمر
¯
در مذهب ما بجمله یکسان می باش
در دایره ی کفر به ایمان می باش
اینست طریق عشق جانانه ی ما
زنار به گردن و مسلمان می باش
¯
نامی، ز فلک دوش دلم کرد سؤال
کز رفته و آینده بیان کرد احوال
گفتا چه خبر ز رفتگان نیست اثر
آینده چو رفته دان، چه می پرسی حال!
آغاز مثنوی حسن و ناز:
خداوندا دلی ده شعله افروز
درو جانی ز برق عشق در سوز
به دل ده شعله ی آتش گدازم
بریزان از مژه اشک نیازم
¯
چنان کن موجزن اشکم سوی اوج
که گردون چون خسی باشد برآن موج
چنان ده در درون سینه سوزم
که در وی خرمن هستی بسوزم
چنان زان آتشم دل زنده گردان
که از غیرت بسوزد آب حیوان
¯
دلی کان زخم از مرهم نداند
متاع خوشدلی از غم نداند
دلی خواهم ز درد آزرده و ریش
که از دردش به درد آید سر نیش
[1] . به قول علامه دکتر عمر بن محمد داود پوته (رجوع شود به تاریخ سند ـ ص که) اسم مثنوی که مقابل هفت پیکر نوشته تا حال کشف نشده . بنده نام مذکور را از شاگرد خود (درد. ج. سند کالج کراچی) آقای س. د. علوی یافتم که گویی این مثنوی را داشت.
[2] . بنا به قول دکتر سپرینجر ـ رجوع شود به هفت آسمان (ص 26 ـ 27).
فعلن آنچه در این وبلاگ منتشر می شود تحقیق جامعی است درباره ی شعر فارسی در هند و سند، که توسط دکتر هرومل سدارنگانی انجام گرفته و سال ها پیش به انتشار رسیده،اما از آنجایی که این کتاب ارزشمند در دسترس همگان نیست و چاپ مجدد نشده، تصمیم گرفتیم مطالب این کتاب را به طور کامل در وبلاگی قرار دهیم تا همه علاقه مندان بتوانند از این کتاب استفاده کنند. در زیر مقدمه مولف را می خوانید.