عبدالوهاب « آشکار»
1152ـ 1242، فرزند صلاح الدین فاروقی از بزرگترین عرفای روزگار خود بود. شعرش سراپا تصوف و عرفان و رهنمای سالکان است. مانند مولانا نخواسته است که در اشعار خود از فنون شعر و بدایع سخن استفاده کند و اغلب کلام او مانند اشعار شیخ فریدالدین عطار در عین سرمستی گفته شده است و بهمین جهت به لقب «سرمست» شهرت دارد. آثار وی عبارتند از دیوانش که مشتمل بر ششصد غزل و چند مثنوی از آن جمله «عشاق نامه»، «گداز نامه» «تار نامه» ، «درد نامه»، «وصلت نامه»، «رهبر نامه» و «راز نامه». گاهی تخلص «خدائی» نیز در غزلیاتش دیده میشود.
ا زاوست:
این سخن از عشق و نی از شاعریست
کی خسان دانند قدر شعر ما
_
جز یک نمی گوییم ما، دیگر نمی جوییم ما
هر دفتری شوییم ما، پرسی چه از ما، قاضیا
_
کرد رنجور ترا یار، مگر غم نخوری
در پی درد یقین دان که دوا می آید
_
ساقیا این شراب انگوری
من نخواهم ازوست صد دوری
لایزال است آن می وحدت
آن بنوشان، رهم ز مهجوری
از رهبر نامه:
از می منصور بنوشیده ام
خالعتی از عشق بپوشیده ام
از جسد و رو ح که بگذشته ام
از من و مایی همه تن رسته ام
_
وصل همین است ز خود رفتنی
هجر بود با خود بیوستنی
نیست چو خود را کنی، او می شوی
تا تو به خود هستی، دو می شوی
بگذر ازین خویش، خودی را بسوز
تا به تو گردد همه عالم فروز
روی خود از خویش چو برتافتی
از خود رستی و خدا یافتی
_
حاصل ازین منزل جز درد نیست
هر که درو درد نبد، مرد نیست
درد بود رهبر راه خدا
شاه شوی گرچه تو باشی گدا
از عشقنامه:
نیست طاقت عقل را کانجا رود
شاهباز عشق بالا می پرد
عقل گوید طاعت و تقوا بکن
عشق گوید خویش را رسوا بکن
عقل گوید از ملامت دور باش
عشق گوید ملحد مشهور باش
عقل گوید از بدی پرهیز کن
عشق گوید نیک وبد آمیز کن
عقل گوید خویش را در بود دان
عشق گوید جمله را نابود دان
عقل گوید جامه ی مفتی بپوش
عشق گوید روز و شب باده بنوش
عقل گوید در خلایف باش پیر
عشق گوید در محبت شو اسیر
عقل گوید در جهان فرزانه شو
عشق گوید دائما دیوانه شو
فعلن آنچه در این وبلاگ منتشر می شود تحقیق جامعی است درباره ی شعر فارسی در هند و سند، که توسط دکتر هرومل سدارنگانی انجام گرفته و سال ها پیش به انتشار رسیده،اما از آنجایی که این کتاب ارزشمند در دسترس همگان نیست و چاپ مجدد نشده، تصمیم گرفتیم مطالب این کتاب را به طور کامل در وبلاگی قرار دهیم تا همه علاقه مندان بتوانند از این کتاب استفاده کنند. در زیر مقدمه مولف را می خوانید.