میر کرم علی خان «کرم»
متوفی به سال 1244 هـ ، پسر میر صوبه دار خان، دوست فتحعلی خان قاجار پادشاه ایران و مردی هنر پرور بود. در دوران حکومت وی نویسندگان و نقاشان و اهل علم و ادب از ایران و خراسان وارد حیدر آباد (سند) شدند، و آنجا سکونت گزیدند. شعرش شیرین و روان، و مشحون از احساسات عشقی و واردات قلبی است. غالبا از غزل گفته و برای اظهار جذبات و افکار نه تنها کلمات محلی مانند «برسات» (باران) را بکار برده است بلکه از ترجمه لفظی محاورات سندی چون «آب ده» ( انجام ده) نیز پرهیز ندارد. غیر از دیوان، یک جنگ اشعار به نام «مجموعه ی دلگشا» مشتمل بر قصاید و غزلیات و مفردات و قطعات و ساقی نامه ها از سخنسرایان معاصر و ادوار گذشته رانیز ترتیب داده که متأسفانه هیچ یک از آن ها چاپ نشده است.
از جمله آثار اوست:
نظر بر من افکن که بیخود شوم
نخواهم من این گردش جام را
-
ما کوی دوست را به دو عالم نمی دهیم
باشد کسی به کعبه رساند سلام ما
-
صید آهو به موسم برسات
از همه صید و هر شکار به است
-
چون ساعد سفید کشیدی ز آستین
شرمنده شد بلور، سبک گشت سیم و عاج
-
زاهد اگر تو منع ز می میکنی بجاست
لیکن کجا رواست به برسات یا بهار
-
سرو دانم که طویل است نمی فهمد هیچ
که به پیش قد تو قد نخمیدست هنوز
-
کبک دری گر همسری می کرد با رفتار تو
عفوش نما ای نازنین، مسکین ز کهسار آمده
از مثنوی:
اگر بچه ی زنگیی بد نهاد
مر او را کند تربیت نیکزاد
غذایی ز شیر وشکر سازدش
ز نزدیک خود دور ناسازدش
مر او را معلم کند بو علی
کند راز حکمت بر او منجلی
لباسی ز اطلس حریرش دهد
یراق از طلا بر سریرش نهد
رسد چون بسن زنگی بد نهاد
ز آقای خود هیچ نارد به یاد
شود دزد یا خر چرانی کند
خورد بنگ و هم ژاژ خوانی کند
عبث رنج برد آن یل نیکمرد
که بد اصل را تربیت نیک کرد
فعلن آنچه در این وبلاگ منتشر می شود تحقیق جامعی است درباره ی شعر فارسی در هند و سند، که توسط دکتر هرومل سدارنگانی انجام گرفته و سال ها پیش به انتشار رسیده،اما از آنجایی که این کتاب ارزشمند در دسترس همگان نیست و چاپ مجدد نشده، تصمیم گرفتیم مطالب این کتاب را به طور کامل در وبلاگی قرار دهیم تا همه علاقه مندان بتوانند از این کتاب استفاده کنند. در زیر مقدمه مولف را می خوانید.